بخش ۶۸ - از سر گرفتن قصّه عطار
عطار نیشابوری / خسرونامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
الا ای ترجمان نفس گویا
تویی کز تو نشد پوشیده مبدا
گهی املا کنی اسرار جان را
گهی انها کنی راز نهان را
تو هم دربان جانی هم در دل
هم از روی حقیقت همسر دل
لباس لطف در معنی تو پوشی
نه یک تن با همه گیتی تو کوشی
گهی غوّاص باشی گه گهربار
گهی زهر آوری گاهی شکربار
بجز آثار تو اندر زمانه
نماند هیچ چیزی جاودانه
بقا هم از تو یابد آدمیزاد
هزاران آفرین بر جان تو باد
کنون برخوان ز خسرو داستانی
بکن انجام کارش را بیانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این قطعه شاعر به ترجمان نفس و روح انسان اشاره میکند و او را به عنوان منبع اسرار و رازها معرفی میکند. شاعر به ویژگیهای این ترجمان اشاره میکند که گاهی میتواند خوب و گاهی بد باشد، و نقش او در زندگی انسان را بزرگ و حیاتی میداند. همچنین، شاعر تأکید میکند که تمامی آثار و جاودانگی از طریق این روح به وجود میآید و او را ستایش میکند. در انتها شاعر از خواننده میخواهد تا داستانی از خسرو بخواند و پایان کار او را بیان کند.