خسرونامه — عطار
اخطار: دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در تصحیح خود از مختارنامهٔ عطار در ۲۶ صفحه به بررسی دلایلی میپردازد که نشان میدهد «این» خسرونامه از عطار نیست (گویا نام اصلی اثر دیگر عطار یعنی الهینامه خسرونامه بوده است). دلایل اصلی به شرح زیر هستند: تناقضهای تاریخی و ادبی: مقدمهٔ مختارنامه خسرونامه را اثری قدیمیتر معرفی میکند، اما مقدمهٔ خود خسرونامه تناقضاتی دارد که اصالت آن را زیر سؤال میبرد. عدم هماهنگی محتوایی: خسرونامه برخلاف دیگر آثار عطار، بهجای تصوف، بر مضامین عاشقانه تمرکز دارد. تأثیر عرفان ابن عربی: دیدگاههای عرفانی خسرونامه به ابن عربی نزدیک است، اما عطار چنین دیدگاهی نداشته است و این دیدگاهها بعد از دورهٔ زندگانی عطار مطرح شدند و شیوع یافتند. ابهام در نامگذاری: برخی نسخههای الهینامه با نام خسرونامه شناخته شدهاند که ممکن است منجر به اشتباه در انتساب شده باشد. نقد محققان معاصر: پژوهشگرانی مانند عبدالحسین زرینکوب به دلیل تناقضات سبکی و محتوایی، اصالت اثر را رد کردهاند. فقدان نسخههای قدیمی: خسرونامه نسخههای معتبری پیش از قرن نهم ندارد، درحالیکه سایر آثار عطار دارند.
فهرست شعرها
- بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم — بنام آنکه گنج جسم و جان ساخت
- بخش ۲ - در نعت سیدالمرسلین خاتم النبیین صلی اللّه علیه و آله و سلم — ثنایی کان ورای عقل و جانست
- بخش ۵ - در فضیلت امیرالمؤمنین عثمان بن عفّان — جهان معرفت دریای عرفان
- بخش ۳ - در فضیلت امیرالمؤمنین ابوبكر صدّیق — امام اهل دین سلطان اوّل
- بخش ۶ - در فضیلت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام — سپهر معرفت خورشید انور
- بخش ۷ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسن علیه السلام — امامی کو امامت را حسن بود
- بخش ۴ - در فضیلت امیرالمؤمنین عمر فاروق — چراغ جنّت و شمع دو عالم
- بخش ۱۰ - در فضیلت امام شافعی — کسی کو ابن عمّ مصطفی بود
- بخش ۸ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسین علیه السلام — امامی کافتاب خافقینست
- بخش ۹ - در فضیلت امام ابوحنیفه — جهان را هم امام و هم خلیفه
- بخش ۱۲ - سبب نظم كتاب — الا ای کارفرمای معانی
- بخش ۱۴ - آغاز داستان — الا ای بلبل دستان زننده
- بخش ۱۶ - آغاز داستان — کنیزک را چو وقت مرگ آمد
- بخش ۱۳ - در پرداختن این داستان — الا ای جوهر قدسی کجایی
- بخش ۱۱ - در مدح خواجه سعدالدّین ابوالفضل — خدا را آنکه محبوب و حبیبست
- بخش ۱۸ - خطاب با حقیقت جان در معنی زاری كردن گلرخ — الا ای قمری مست خوش آواز
- بخش ۱۵ - آغاز داستان — کنیزی بود قیصر را در ایوان
- بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن — الا ای پیک باز تیز پرواز
- بخش ۲۲ - آغاز عشقنامۀ خسرو و گل — الا ای درّ دریای معالی
- بخش ۲۰ - پاسخ دادن هرمز دایه را — چو از دایه سخن بشنود هرمز
- بخش ۱۹ - گفتار در رخصت دادن دایه گلرخ را در عشق هرمز و حیله ساختن — بدایه گفت دل بر خود نهادم
- بخش ۲۳ - زاری هرمز در عشق گل پیش دایه — چنین گفت آنکه بحری بود در گفت
- بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل — چنین گفت آن سخن سنج سخندان
- بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب — چو دایه آن دو دلبر را چنان دید
- بخش ۲۱ - دگر بار رفتن دایه پیش هرمز — به گل گفتا که رفتم بار دیگر
- بخش ۲۶ - طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی — الا ای فاخته خوش حلقی آخر
- بخش ۳۴ - رفتن خسرو و گل بباغ — ز شهرآرای چون بگذشت یک ماه
- بخش ۳۳ - دفن کردن گل دایه را و رفتن با خسرو به روم — الا ای شاخ طوبی شکل چونی
- بخش ۳۲ - بیمار گشتن جهان افروز — چه گلرخ دایه را جان داده میدید
- بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی — الا ای خوش تذرو سبز جامه
- بخش ۳۰ - بیمار گشتن جهانافروز خواهر شاه اصفهان و رفتن هرمز بهطبیبی بر بالین او و عاشق شدن او بر هرمز — الا ای شهسوار رخش معنی
- بخش ۳۱ - بیمار گشتن جهان افروز — یکی چابک کنیزک داشت کوچک
- بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ — الا ای سبز طاووس مقدّس
- بخش ۲۸ - رسیدن نامهٔ گل به خسرو و زاری کردن او و رفتن در پی گل به اسپاهان — الا ای منطق طیر معانی
- بخش ۳۹ - در صفت چنگ — یکی پیری که او در پشت خم داشت
- بخش ۴۰ - در صفت دف — یکی صورت درآمد ماه پیکر
- بخش ۴۱ - در صفت نی — یکی طاوس فر بگرفته ماری
- بخش ۳۸ - غزل گفتن ارغنون ساز در مجلس خسرو و عشرت كردن — می جان پرورم ده در صبوحی
- بخش ۴۲ - در صفت بربط — بتی خوشبوی همچون مشک بویا
- بخش ۳۷ - نواختن مطرب — درآمداِکدشی دوشیزه ناگاه
- بخش ۳۵ - عشرت كردن گل و خسرو باهم — شبی خوشتر ز نوروز جوانی
- بخش ۳۶ - صفت جشن خسرو — نشسته شاه رومی همچو جمشید
- بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهان — چو خود بر لوح زنگاری قلم زد
- بخش ۴۷ - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسرو — فغان برداشت آن مسکین مکّار
- بخش ۴۶ - آگاهی یافتن خسرو از پیدا شدن گل — چنین گفت آن حکیم نغز پاسخ
- بخش ۴۸ - نامه نوشتن قیصر بشاه سپاهان — بگفت این و دبیری را بفرمود
- بخش ۴۵ - بازگردیدن بسر قصه — الا ای کبک کهسار معانی
- بخش ۴۳ - آگاهی یافتن شاه اسپاهان از بردن هرمز گل را — الا ای روشنایی بخش بینش
- بخش ۴۴ - رشك حسنا در كار گل و قصد كردن — چنین گفت آنکه استاد جهان بود
- بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهان — برامد نالهٔ کوس از در شاه
- بخش ۵۴ - وداع هرمز پیر را و رفتنش بجانب روم — بآخر خسرو از وی ره نشان خواست
- بخش ۵۸ - از سر گرفتن قصه — الا ای هدهد زرّین پر عشق
- بخش ۵۳ - رسیدن خسرو و جهان افروز و یاران بكوه رخام و دیدن پیر نصیحت گو — چو بگذشتند ازان دریای خونخوار
- بخش ۵۵ - آگاهی یافتن قیصر از آمدن خسرو — چو از خسرو شه قیصر خبر یافت
- بخش ۵۱ - رفتن خسرو بدریا بطلب گل — شه القصه ز پیش او بدر شد
- بخش ۵۲ - از سر گرفتن قصّه — الا ای مرغ پیش اندیش چالاک
- بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه — الا ای طوطی طوبی نشین خیز
- بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گل — چوصبح پرده در از پرده دم زد
- بخش ۶۴ - نامهٔ خسرو به شاپور — بنام آنکه جان را زونشان نیست
- بخش ۶۲ - آمدن فرّخ بترکستان بطلب گل — بگفت این وز پیش شاه برخاست
- بخش ۶۱ - رسیدن نامۀ گل بخسرو — الا ال عندلیب شاخ بینش
- بخش ۶۶ - رسیدن خسرو و گل با هم و رفتن به روم — زمانی بود گل چون ماه در میغ
- بخش ۶۳ - آگاهی یافتن شاپور از آمدن فرّخ و گلرخ و گرفتاری گل و گریختن فرّخ — بشب فرخ چو مرد کاروانی
- بخش ۵۹ - آغاز نامۀ گل بخسرو — به صدره نامهای آغاز کردم
- بخش ۶۵ - رزم خسرو با شاپور — بآخر کار حرب آغاز کرد او
- بخش ۶۰ - در صفت موی — الا ای موی مشکین رنگ آخر
- بخش ۶۸ - از سر گرفتن قصّه — الا ای ترجمان نفس گویا
- بخش ۷۰ - در وفات قیصر و پادشاهی جهانگیر — چنین گفت آنکه پیر راستان بود
- بخش ۶۷ - باز رفتن بسر قصّه — الا ای پیک راه بی نهایت
- بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسرو — چنین گفت او که کرد از وی روایت
- بخش ۷۱ - در خاتمت کتاب گوید — الا ای شاهباز ساعد شاه