بخش ۲۲ - تنبیه حال گرفتاران دنیا و شیرین نمودن ایشان بطلب مولی عطار
عطار نیشابوری / مظهرالعجایب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای تو در زندان دنیا همچو سگ
میدوی تا آهوئی گیری به تک
جست آهو و تو افتادی بچاه
چارهٔ چَه را چه خواهی کرد آه
ای تو گم کرده چه سگ آن راه را
چشم بر آهو ندیده چاه را
ترک صید آهوی دنیا بکن
خویشتن را همچو سگ رسوا مکن
تانیفتی همچو سگ در چاه تن
نفس شومت را برون کن از بدن
هست این عالم مثال گلخنی
اندر او عارف بسان گلشنی
ای به گلخن میل کرده از خری
ره به گلزار معانی کی بری
جمله خلقان را بدان چون گلخنی
خورده از حمّامی تن گردنی
وی تو در قید عیال و تن شده
بهر نان وابستهٔگلخن شده
رو تو ترک این همه کن همچو من
خود مشو محبوس اندر چاه تن
همچو مردان از خودی آزاد شو
در طریق اهل معنی شاد شو
از برای تو بیارم مظهری
وز دل دریا برآرم گوهری
مظهرم میدان تو گوهر گوش دار
تا بیابی در معنی بی شمار
از یقین درها بگوش خویش کن
وآنگهی یاد من درویش کن
خود دعائی کن مرا ای مرد خاص
تاکه گردد روح من از غم خلاص
قدر مظهر را چه دانند ابلهان
قیمت گوهرمجوی از گمرهان
قیمت گوهر به پیش گوهریست
صاحب مظهر عجایب گوهریست
خواجه گوید سرّ مظهر گوش کن
جامی از مظهر بگیر و نوش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بررسی وضع انسان در دنیای مادی میپردازد. شاعر انسان را به سگی تشبیه میکند که در تلاش است تا آهو (نماد خواستههای دنیوی) را بگیرد و در این مسیر به چاه (نماد مشکلات و گرفتاریها) میافتد. او به این نکته میپردازد که انسان باید از پی شکار دنیا فاصله بگیرد و به جای گرفتار شدن در چاه تن و موت خود، آزادانه به خودشناسی و رشد معنوی بپردازد. شاعر به عارفان و اهل معنی اشاره میکند که مانند گلها در گلشن (عالم معنوی) هستند و از انسان میخواهد که به جای زندگی در قید دنیای مادی، به گلزار معانی برود و به معانی عمیق زندگی دست یابد. او همچنین به ارزش مظهر (نمایندگان اهل معنی) اشاره میکند و خواستار توجه و دعا از سوی مخاطب است تا روحش از غم رهایی یابد.