مظهرالعجایب — عطار
فهرست شعرها
- بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم — آفرین جان آفرین و جان جان
- بخش ۲ - در نعت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم — آن محمد ختم و خیرالمرسلین
- بخش ۵ - اشاره به کتابهای منظوم شیخ — گر ازین مرهم نیابی کام خویش
- بخش ۳ - در نعت شاه اولیا علی علیه السلام — دین اگر خواهی سخن راراست گو
- بخش ۶ - حدیثی منقول از شیخ نجم الدین کبری خوارزمی — این چنین گفته است نجم الدین ما
- بخش ۸ - در اشاره به کتاب جوهرالذات که از تصنیفات شیخ است و سرلقب عطار — یک شبی در بحر شاه اولیا
- بخش ۴ - در نعت اولاد مرتضی علیهم السلام که قرةالعین رسولند — ای به دنیا جمله مقصود آمده
- بخش ۷ - در ارتباط ولایت با نبوت — گفت نی تو گوش داراحوال من
- بخش ۱۱ - مقولۀ پیر درباره شیخ — گفت پیر ره که او بیخود شده
- بخش ۱۰ - در بیان مذهب و سلسلۀ پیر خود فرماید — چون پدر روزی به استادم سپرد
- بخش ۱۶ - *** — این سخن نقلست از سلطان دین
- بخش ۹ - در شرح حال خود فرماید — حال خود بشنوز من ای مرد نیک
- بخش ۱۳ - در نکوهش مفتی میفرماید — من بگویم حالت قاضی تمام
- بخش ۱۴ - پرسیدن حضرت شیخ قده از پیر مرد سالکی که در عصر او بوده از اینکه در دنیا چه عجایب دیدهای و جواب دادن پیر ونقل شهادت درویشی — پیرمردی بود سالک همچو من
- بخش ۱۲ - اشاره به حدیث غدیرخم — حق تعالی گفت درخمّ غدیر
- بخش ۱۵ - در سوخت و کشتن اهل خلاف درویشی را بجهة ذکر حدیث الولایة افضل من النبوة — آن دگر گفتا ولایت افضل است
- بخش ۲۳ - رفتن سیّد کاینات بمنزل سلمان فارسی و نزول سورۀ هل اتی — بودم اندر پیش نجم الدّین شبی
- بخش ۲۱ - تمثیل در بیان آنکه استعداد و قابلیت ضایع نماند هر کجا باشد و طلب هدایت نماید هر کجا بیابد — بود اندر عصر من دانا دلی
- بخش ۱۷ - نقل سخنی از شیخ عبدالله خفیف شیرازی معروف بشیخ کبیر — این سخن نقلست از شیخ کبیر
- بخش ۲۲ - تنبیه حال گرفتاران دنیا و شیرین نمودن ایشان بطلب مولی — ای تو در زندان دنیا همچو سگ
- بخش ۱۸ - سلام الله یا غالب یا علی بن ابیطالب — چون محمد این ندا از حق شنید
- بخش ۲۴ - قصۀ جنگ خندق و کشته شدن عمرو بدست امیر کل امیر و شادمان شدن حضرت رسول(ص) و اصحاب از آن فتح کبیر — شد یقین کاندر زمان مصطفی
- بخش ۲۰ - در بیان حال و منع آنهائی که اهل شرند واز خود بیخبرند و دیگران را احتساب فرمایند — بوی سرگین در دماغت هست چست
- بخش ۱۹ - حدیث دیگر در آتش رفتن جناب ابوذر در حضور حضرت مولی الموالی علیه و آله السلام — راویم این نکته را از شیخ دین
- بخش ۲۹ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمة محرمة علی السباع» — چون بیان کرد آن بزرگ دین سخن
- بخش ۳۱ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «الدنیا جیفة وطالبها کلاب» — جیفهٔ دنیا چو مردار آمده
- بخش ۳۲ - بیان خاتم بخشیدن حضرت امیرمؤمنان (ع) به سائل در بین نماز — دارم از بستان حق گلدستهای
- بخش ۲۷ - تمثیل آنکه هر که نسبت درست باهادیان راه یقین بهم رساند، از شر نفس و شیطان، که راهزنان دیناند در امان ماند والسلام — جوهر معنی من باقر بعلم
- بخش ۲۵ - قال النبی صلی الله علیه و اله و سلم ضربة علی علیه السلام یوم الخندق افضل من عبادة امتی الی یوم القیمة — چون نبی آن شاه دین را دید شاد
- بخش ۲۸ - نقل نمودن معجزه حضرت امام رضا علیه السلام و بیان آنکه نسب و نسبت ظاهری با مخالفت، بعد و گرفتاریست ونسبت باطن با ارباب هدایت با موافقت رهائی و رستگاری — بود در بغداد نیکو مقبلی
- بخش ۳۰ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمه محرمة علی السباع» — هر که در اصل از نبی دارد مقام
- بخش ۲۶ - تمثیل آنکه هرکرا جوهر قابلیت معنی هست پاک سخن را بهتر از جواهر قیمتی داند و خودرا بنافرمانی از نظر پادشاهان معنی نیفکند — شاه غازی شاه محمود آنکه داشت
- بخش ۳۵ - بیان واقعه غدیر و نصب حضرت امیر مومنان(ع) بخلافت و امامت — یک روایت خوب از من گوش کن
- بخش ۳۴ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «کنت مع الانبیاء سراومعی جهراً» — چون ولایت کرد در عالم ظهور
- بخش ۳۶ - قال جل و علا: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» — پس نبی فرمود منبر ساختند
- بخش ۳۳ - قوله تعالی: «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون» — گفت پیغمبر به یاران این سخن
- بخش ۳۷ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «یا ایهاالناس الست اولی بکم من انفسکم» قالوا بلی یا رسول الله قال: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» — جمله گفتند از طریق مهتری
- بخش ۳۸ - قال الله تبارک وتعالی: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً» — من بگویم آنچه مقصود خداست
- بخش ۴۰ - بخ بخ لک یا اباالحسن اصبحت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنة — من ولای تو بجان کردم قبول
- بخش ۳۹ - و قال علیه السلام: «اللهم وال منوالاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل منخذله والعن علی من ظلمه» — چون پیمبر کرد این معنی ادا
- بخش ۴۴ - تربیت نمودن بطلب هدایت و بیان آنکه مراد از کلمه التعظیم لامر الله فرمان بردن ولایت امیر است و تعظیم نمودن آن و شفقت نمودن برخلق بتعلیم آن — ای پسر گویم ترا آثار خیر
- بخش ۴۲ - قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة» — این سخن باشد بقول مصطفی
- بخش ۴۷ - عقد اخوت مصطفی با مرتضی — گفت روزی مصطفی اصحاب را
- بخش ۴۸ - قال النبی صلی الله علیه و آله: «انت اخی فی الدنیا و الاخرة وانت منی بمزلة هرون من موسی» — پس مبارک گفت احمد شاه را
- بخش ۴۳ - حکایت بر روح صاحب الولایة و بیان آنکه هر که او را شناخت، صاحب دل است و هرکه او را نشناخت گرفتار آب و گل — یا امیرالمؤمنین این بندهات
- بخش ۴۶ - سؤال نمودن خواجه ابوالحسن نوری سبب مخالفت معاویة بن ابی سفیان علیه اللعنه و بیان نمودن آن را — خواجهٔ نوری بما همخانه بود
- بخش ۴۱ - قال النبی صلی الله علیه و آله: «انا مدینة العلم و علی بابها» — مرتضی و آل او یک مظهرند
- بخش ۴۵ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «التعظیم لامر الله والشفقة علی خلق الله» — تا که ایمانت شود محکم از او
- بخش ۵۰ - تنبیه ارباب غفلت، و بیان احوال و دریافت خود، و نصیحت نمودن غافلان — ای تو غافل از درون و از برون
- بخش ۵۱ - بیان سر لو کشف نمودن علی علیه السلام و به عین الیقین، عالم بعلوم آن بودن — آن امیری کو بود در راه حق
- بخش ۵۲ - ترغیب نمودن طالبان براه حق و بیان مستی و شور کردن، وظهور ولایت ولی را در هر نشأه بازنمودن، و شرح حال خود بر آن افزودن — شو مطیع مصطفی و مرتضی
- بخش ۴۹ - تشویق نمودن مستعداد بولایت حضرت شاه مردان — چون بدین مصطفی همره شوی
- بخش ۵۴ - در بیان روح و جسم و نقصان نفس، و گرفتاری روح باو و رهائی یافتن ببرکت متابعت شاه اولیا — روح تو شهباز علوی آمده است
- بخش ۵۵ - قصه شیخ شقیق بلخی و هارون الرشید، و بیان نمودن ربقه امام معصوم موسی کاظم علیه السلام و منصور حلاج و تمثیل آنکه آشنا بیگانه را راه به آشنائی مینماید و بیگانه آشنا نمیشود — بود شیخی عابد و بس پارسا
- بخش ۵۳ - تمثیل در فرستادن عقل و حیا و علم از حضرت عزت بحضرت آدم (ع) — چون ز عزّت خلعت آدم بداد
- بخش ۵۶ - تمثیل در فواید خاموشی و گوش کردن پند استاد و یک جهت بودن در آن و بیان استعداد جبلی مستعدان — پادشاهی بود احمد نام او
- بخش ۶۴ - تمثیل قبول پند و نصیحت دادن شیخ نظام الدین حسن صفا فرزند خود را و در آئینه قابلیت آن فرزند تأثیر کردن و قبول نمودن او آنرا — بود شیخی همچو شبلی پارسا
- بخش ۵۹ - موعظه در وصیت نمودن بمتابعت نبی و ولی و تنبیه اهل غفلت — حبّ ایشان گیر تا ایمن شوی
- بخش ۶۳ - در نصیحت و موعظه و تنبیه و خطاب قائم الولایه نمودن فرماید — ای برادر در شریعت راه رو
- بخش ۶۰ - در ترک توجه به دنیی و روی آوردن بعقبی و ترغیب نمودن بمتابعت مصطفی صلی الله علیه و آله — هرکه با آل پیمبر صاف نیست
- بخش ۵۸ - حکایت بر سبیل تمثیل در آنکه اقتدا به پیری باید نمودن و در دو عالم دستگیری داشتن — بود در ملک بخارا عابدی
- بخش ۵۷ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «من صمت نجی» صدق نبی الله — هست خاموشی نشان اهل راز
- بخش ۶۲ - حکایت در تمثیل حال نادانان، که بخود گمان دانائی برند، و از حقیقت حال دانایان بیخبرند و طریقۀ دانایان از نادان شمرند — یک حکیمی بود دانا در جهان
- بخش ۶۱ - موعظه در مذمت توجه نمودن به دنیا و نقصان آن و صحبت مردان حق و فایدهٔ آن — هرکسی را خود در او جوشی دهند
- بخش ۷۲ - در تنبیه حال غافلان و اظهار حقایق عارفان، و بیان یکتائی حق سبحانه و تعالی، و تکرار ظهور صفات او جل جلاله — ای بدنیا صرف کرده عمر خویش
- بخش ۷۰ - تنبیه به حال کسانی که در عمل قاصرند و مردم را بدان فرمایند، و مناظرهٔ شیخ شبلی و شیخ ابوالحسن نوری قدس سرهما — بازهم نقلی ز شبلی گویمت
- بخش ۷۱ - تمثیل در رعایت ادب نمودن، و از عبادت و معرفت غافل نبودن، و مغرور نبودن بطاعت، و تقصیر نمودن در طلب، و تنبیه نمودن حضرت امام جعفر صادق علیه السلام شیخ داود طائی را برعایت ادب — بشنو از گفتار فرزند نبی
- بخش ۶۹ - در مذهب غیبت نمودن و اندیشۀ آن، و مجلس گفتن شیخ شبلی و سؤال سائل و جواب دادن شیخ او را و تنبیه شدن شیخ از آن — بود شبلی را ریاضت در جهان
- بخش ۶۶ - *** — تو خدا را از یقین خود شناس
- بخش ۶۷ - در قبول نمودن نصیحت و بیان ادیان و ملل مختلفۀ مخترعان و توضیح دین هدی که طریقۀ آل مصطفی و مرتضی است — پند آزادیست ای آزاده مرد
- بخش ۶۵ - در پند پدر فرزند را — ای پسر این پند از من گوش کن
- بخش ۶۸ - تمثیل در عدل کسری و ثمرهٔ آن خصال، و ظلمآوری و نتیجهٔ آن، و حکایت شاهزادهٔ نیکو و از راه رفتن او به سخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آن — بود سلطانی به صورت چون پری
- بخش ۷۶ - در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند — ای تو سلطان و کریم لایزال
- بخش ۷۵ - در نصیحت بترغیب دین و آئین نبی، و ترک دنیا و میل بعقبی — چون بیابی سرّ او را بر ملا
- بخش ۷۷ - در مدح شاه اولیا سلطان اصفیا علی مرتضی علیه السلام میگوید — ای باحمد لحمک لحمی شده
- بخش ۸۰ - تنبیه در آنکه از غیرببری و بخود روی آوری تا درحجاب نمیری — بُد به نیشابور مرد منعمی
- بخش ۷۴ - در بیان خبر دادن از جلوۀ ظهور مولوی رومی قدس سره — عارفی واقف ز اصل هر علوم
- بخش ۷۳ - در حقیقت معنی «لا مُؤَثِّرَ فِي الوُجودِ اِلَّا الله» که صرف توحید است — گه شوی دریا و گردی موج زن
- بخش ۷۸ - در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرماید — بودم اندر تون بوقت کودکی
- بخش ۷۹ - درضمانت بهشت مر کاتب کتاب را و اسرار او فرماید — ای برادر از ریا پرهیز کن
- بخش ۸۳ - در خاتمه کلام و تاریخ سال اتمام و اظهار عجز و ناتوانی و معذرت — اندر آن سالی که طبعم گشت یار
- بخش ۸۲ - در حکایت بیداری بیداردلان که تنبیه است بآگاهی ارباب عرفان و رهائی یافتن از خواب غفلت بیحاصلان — مالک دینار مرد کار بود
- بخش ۸۱ - تمثیل احوال آنهائی که به هر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرند — بود دربغداد شیخی نیک رای