نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - و قال علیه السلام: «اللهم وال منوالاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل منخذله والعن علی من ظلمه» عطار

عطار نیشابوری / مظهرالعجایب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون پیمبر کرد این معنی ادا

دست خود برداشت از بهر دعا

گفت الهی دوستش رادوست گیر

دشمنانش را بزن بر سینه تیر

یا الهی دشمنش را خار کن

منزل آن دوزخی در نار کن

هرکه او را یار باشد یار باش

هر که یارش نیست زو بیزار باش

هرکه بگذارد تو هم بگذاریش

هر که بر دارد تو هم برداریش

در ولایت چون علی را بر گماشت

دست او بگرفت و پیش خود بداشت

چون دو سر بودند اندر یک بدن

هر دو بنمودند از یک پیرهن

لحمک لحمی بیان کرد ازنخست

دمک دمی عیان کرد او درست

گفت یا اصحاب من مقبل شوید

در مبارک باد اویک دل شوید

جملگی خوشحال گشتند آن زمان

در مبارکباد بگشاده زبان

پس عمر برخاست گفتا یا علی

بر سر خلقان تو گردیدی ولی

هم بقول این شه آخر زمان

گشتی آخر تو امیر مؤمنان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، پیامبری دست به دعا برمی‌دارد و از خدا می‌خواهد که دوست علی را دوست بدارد و به دشمنانش آسیب برساند. او همچنین بر این باور است که هر کس با علی است باید مورد محبت قرار گیرد و هر کس که به او خیانت کند باید از او دور شود. پیامبر به دوستی نزدیک علی و خود اشاره می‌کند و می‌گوید که آن‌ها همچون یک بدن هستند. سپس، به همراهان خود می‌گوید که باید به علی احترام بگذارند و خوشحال باشند. در نهایت، عمر به علی اشاره می‌کند و او را به عنوان ولی و امیر مؤمنان معرفی می‌کند.