گفتهٔ مجنون که دشنام لیلی را بر آفرین همهٔ عالم ترجیح میداد عطار
عطار نیشابوری / سیمرغ در پیشگاه سیمرغ / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت مجنون گر همه روی زمین
هر زمان بر من کنندی آفرین
من نخواهم آفرین هیچ کس
مدح من دشنام لیلی باد و بس
خوشتراز صد مدح یک دشنام او
بهتر از ملک دو عالم نام او
مذهب خود با توگفتم ای عزیز
گر بود خواری چه خواهد بود نیز
گفت برق عزت آید آشکار
پس برآرد از همه جانها دمار
چون بسوزد جان به صد زاری چه سود
آنگهی از عزت و خواری چه سود
بازگفتند آن گروه سوخته
جان ما و آتش افروخته
کی شود پروانه از آتش نفور
زانک او را هست در آتش حضور
گرچه ما را دست ندهد وصل یار
سوختن ما را دهد دست، اینت کار
گر رسیدن سوی آن دلخواه نیست
پاک پرسیدن جز اینجا راه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
مجنون میگوید اگر همه دنیا بر من آفرین بگویند، من نیازی به این ستایشها ندارم و تنها دشنام لیلی برای من باارزشتر است. او ارزش لیلی را بالاتر از هر مدحی میداند. سپس به مذهبش اشاره میکند و میگوید که اگر انسانها با خواری روبهرو شوند، چه اهمیتی دارد. در ادامه، او از عزت و سوختن جان صحبت میکند و تأکید دارد سوختن بدون هدف بیفایده است. در نهایت، او میگوید که اگر به یار نرسیم، تنها راه سؤال کردن و پاک پرسیدن است.