حکایت موسی و قارون عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حق تعالی گفت قارون زار زار
خواند ای موسی ترا هفتاد بار
تو ندادی هیچ باز او را جواب
گر بزاری یک رهم کردی خطاب
شاخ شرک از جان او برکندمی
خلعت دین در سرش افکندمی
کردی ای موسی به صد دردش هلاک
خاکسارش سر فرودادی به خاک
گر تو او را آفریده بودیی
در عذابش آرمیده بودیی
آنک بر بیرحمتان رحمت کند
اهل رحمت را ولی نعمت کند
هست دریاهای فضلش بیدریغ
در بر آن جرمها یک اشک میغ
هرک را باشد چنان بخشایشی
کی تغیر آرد از آلایشی
هرک او عیب گنهکاران کند
خویش را از خیل جباران کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، خداوند دربارهٔ قارون و موسی صحبت میکند. خداوند از موسی میخواهد که به قارون پاسخ دهد، اما موسی پاسخی به او نداده است. خداوند اشاره میکند که اگر موسی او را میساخت، حتماً او را عذاب میداد. همچنین بیان میکند که هر کس که بر دیگران رحم نکند، خود را از رحمت خدا دور کرده است. خداوند دریایی از فضل دارد و با یک اشک میتواند گناهان را ببخشد. در پایان، این پیام مطرح میشود که هر کس عیب و گناه دیگران را ببیند و خود را از جباران دور کند، به رحمت و بخشش خداوند امیدوار باشد.