سوگواری پسری که در مرگ پدر عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پیش تابوت پدر میشد پسر
اشک میبارید و میگفت ای پدر
این چنین روزی که جانم کرد ریش
هرگزم نامد به عمر خویش پیش
صوفیی گفت آنک او بودت پدر
هرگزش این روز هم نامد به سر
نیست کاری کان پسر را اوفتاد
کار بس مشکل پدر را اوفتاد
ای به دنیا بی سر و پای آمده
خاک بر سر باد پیمای آمده
گر به صدر مملکت خواهی نشست
هم نخواهی رفت جز بادی بدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پسر در روز مراسم تدفین پدرش اشک میریزد و از فقدان او ابراز درد و ناتوانی میکند. او بیان میکند که چنین روزی را هرگز تجربه نکرده و احساس میکند که فقدان پدرش او را در شرایط دشواری قرار داده است. همچنین به زندگی دنیا و ناپایداری آن اشاره میکند و میگوید حتی اگر به مقام و ثروت برسد، باز هم در نهایت زیر فشار مشکلات قرار خواهد گرفت. شاعر به ناچیزی زندگی و بیثباتی آن اشاره میکند.