نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

راه‌بینی که از دست کسی شربت نمی‌خورد عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

راه بینی بود بس عالی نفس

هرگز او شربت نخورد از دست کس

سایلی گفت ای به حضرت نسبتت

چون به شربت نیست هرگز رغبتت

گفت مردی بینم استاده زبر

تا که شربت باز گیرد زودتر

با چنین مردی موکل بر سرم

زهر من باشد اگر شربت خورم

با موکل شربتم چون خوش بود

این نه جلابی بود کاتش بود

هرچ آنرا پای داری یک دمست

نیم جو ارزد اگر صد عالمست

ازپی یک ساعته وصلی که نیست

چون نهم بنیاد بر اصلی که نیست

گر تو هستی از مرادی سرفراز

از مراد یک نفس چندین مناز

ور شدت از نامرادی تیره حال

نامرادی چون دمی باشد منال

گر ترا رنجی رسد گر زاریی

آن ز عز تست نه از خواریی

آنچ آن بر انبیا رفت از بلا

هیچ کس ندهد نشان از کربلا

آنچ در صورت ترا رنجی نمود

در صفت بیننده را گنجی نمود

صد عنایت می‌رسد در هر دمیت

هست از احسان و برش عالمیت

می‌نیارد یاد از احسان او

برنداری اندکی رنج آن او

این کجا باشد نشان دوستی

تیره مغزا،پای تا سر پوستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت روحانیت و والاجویی در زندگی اشاره دارد. شاعر بر این باور است که انسان نباید به خواسته‌های ظاهری و مادی توجه کند و به شربت یا لذت‌های دنیوی بها بدهد. او به این نکته می‌پردازد که اگرچه ممکن است شخصی به مراد یا هدفی که در زندگی دارد نرسد، اما در هر حال، باید سختی‌ها و رنج‌ها را به خاطر نعمت‌های بزرگ الهی تحمل کند. شاعر همچنین تاکید می‌کند که رنج‌هایی که بر انسان فرود می‌آید، نشانه‌های دوستی و محبت الهی هستند و در پس آنها عنایت و برکات بزرگتری وجود دارد. لذا، باید به عمق معنوی زندگی توجه کرده و از سطحی‌نگری بپرهیزیم.