دو چیزی که پیر ترکستان دوست میداشت عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
داد از خود پیر ترکستان خبر
گفت من دو چیزدارم دوست تر
آن یکی اسبست ابلق گام زن
وین دگر یک نیست جز فرزند من
گر خبر یابم به مرگ این پسر
اسب میبخشم به شکر این خبر
زانک میبینم که هستند این دو چیز
چون دو بت در دیدهٔ جان عزیز
تا نسوزی و نسازی همچو شمع
دم مزن از پاک بازی پیش جمع
هرک او در پاک بازی دم زند
کار خود تا بنگرد بر هم زند
پاک بازی کو به شهوت نان خورد
هم در آن ساعت قفای آن خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره دو چیز ارزشمند برای راوی است: یک اسب ابلق و فرزندش. او بیان میکند که اگر خبری از مرگ پسرش بشنود، به نشانهی شکرگزاری، اسبش را خواهد بخشید. راوی این دو چیز را مانند دو بت در دیدگانش عزیز میداند و هشدار میدهد که تا زمانی که عشق و پاکی در دل وجود دارد، نباید از آنها صحبت کند. او تأکید میکند که کسانی که به دنبال نان و ثروت هستند، در نهایت دچار عواقب منفی خواهند شد.