حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی میرفت عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
احمد حنبل امام عصر بود
شرح فضل او برون از حصر بود
چون ز فکر و علم خالی آمدی
زود پیش بشر حافی آمدی
گر کسی در پیش بشرش یافتی
در ملامت کردنش بشتافتی
گفت آخر تو امام عالمی
از تو داناتر نخیزد آدمی
هرک میگوید سخن مینشنوی
پیش این سر پا برهنه میدوی
احمد حنبل چنین گفتی که من
گوی بردم در احادیث و سنن
علم من زو به بدانم نیک نیک
او خدا را به زمن داند ولیک
ای ز بیانصافی خود بیخبر
یک زمان انصاف ره بینان نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احمد حنبل، یکی از امامان بزرگ اسلامی، سخن میگوید. وی به عنوان شخصیتی بزرگ و عالم مورد تحسین قرار گرفته است. شاعر تأکید میکند که با وجود علم بالای حنبل، برخی افراد او را نمیشناسند و در ملامت او میشتابند. در نهایت، حنبل بیان میکند که دانش او از احادیث و سنتهاست و به خداوند نزدیک است. شاعر از بیانصافی و عدم درک برخی افراد نسبت به علم احمد حنبل انتقاد میکند و خواستار انصاف بیشتر در قضاوتها میشود.