قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خاست اندر مصر قحطی ناگهان
خلق میمردند و میگفتند نان
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود
نیم زنده مرده را میخورده بود
از قضا دیوانه ای چون آن بدید
خلق میمردند و نامد نان پدید
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین
چون نداری رزق کمترآفرین
هرک او گستاخ این درگه شود
عذر خواهد باز چون آگه شود
گر کژی گوید بدین درگه نه راست
عذر آن داند به شیرینی نه خواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در مصر قحطی ناگهانی رخ میدهد و مردم به خاطر کمبود نان میمیرند. همه در بدبختی به سر میبرند و حتی مردههایی که نیمه زنده به نظر میرسند، مورد استفاده قرار میگیرند. در این میان، یک دیوانه به این وضعیت مینگرد و به خداوند اعتراض میکند که چرا رزق و روزی را کم کرده است. او معتقد است که اگر کسی در این شرایط ناشکری کند، عذرش پذیرفته نیست. این شعر به نوعی انتقاد از بیتوجهی به نیازهای مردم و فقر و قحطی اشاره دارد.