نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مناجات رابعه با خداوند عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رابعه گفتی که ای دانای راز

دشمنان را کار دنیا می‌بساز

دوستان را آخرت ده بردوام

زانک من زین کار آزادم مدام

گر ز دنیا و آخرت مفلس شوم

کم غمم گر یک دمت مونس شوم

بس بود این مفلسی از تو مرا

زانک دایم تو بسی از تو مرا

گر بسوی هر دو عالم بنگرم

یا به جز تو هیچ خواهم، کافرم

هرکرا او هست، کل او را بود

هفت دریا زیر پا او را بود

هرچ بود و هست و خواهد بود نیز

مثل دارد، جز خداوند عزیز

هرچ را جویی جزو یابی نظیر

اوست دایم بی‌نظیر وناگزیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، رابعه به دانای راز می‌گوید که دشمنان به کار دنیوی مشغولند، در حالی که او می‌خواهد دوستان از آخرت برخوردار شوند. او به آزادی‌اش از درگیری‌های دنیا و آخرت اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر از هر دو عالم محروم شود، اگر یک لحظه با دانای راز باشد، غم نخواهد داشت. او به جای جستجو برای همه چیز، به وجود خداوند عزیز می‌پردازد و بیان می‌کند که خداوند بی‌نظیر است و هر آنچه وجود دارد، جز او مشابهی ندارد.