خطاب خالق با داود عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خالق آفاق من فوق الحجاب
کرد با داود پیغامبر خطاب
گفت هر چیزی که هست آن در جهان
خوب و زشت و آشکارا و نهان
جمله را یابی عوض الا مرا
نه عوض یابی و نه همتا مرا
چون عوض نبود مرا، بی من مباش
من بسم جان تو، تو جان کن مباش
ناگزیر تو منم، این حلقه گیر
یک نفس غافل مباش ای ناگزیر
لحظهای بی من بقای جان مخواه
هرچ جز من نیست آید، آن مخواه
ای طلب کار جهاندار آمده
روز و شب در درد این کار آمده
اوست در هر دو جهان مقصود تو
گر ز روی امتحان معبود تو
بر تو بفروشد جهان پیچپیچ
در جهان مفروش تو او را به هیچ
بت بود هرچ آن گزینی تو برو
کافری گر جان گزینی تو برو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، خالق آفاق به داود پیامبر میگوید که همه چیز در جهان، اعم از خوب و بد، در واقع او را مییابد. او تأکید میکند که هیچ چیزی نمیتواند به عنوان جایگزین او باشد و انسان باید در هر لحظه به او توجه کند، زیرا حیات و بقای او وابسته به وجود خداست. شاعر به نکتهای اشاره میکند که هرکی هیچ چیز دیگری جز خود خدا را بخواهد، در واقع به کفر میگراید. در نهایت، یادآوری میکند که توجه به خداوند و ایمان به او مهمترین اصل زندگی است.