بیان وادی طلب عطار
عطار نیشابوری / بیان وادی طلب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چون فرو آیی به وادی طلب
پیشت آید هر زمانی صدتعب
صد بلا در هر نفس اینجا بود
طوطی گردون، مگس اینجا بود
جد و جهد اینجات باید سالها
زآن که اینجا قلب گردد حالها
ملک اینجا بایدت انداختن
ملک اینجا بایدت در باختن
در میان خونت باید آمدن
وز همه بیرونت باید آمدن
چون نماند هیچ معلومت به دست
دل بباید پاک کرد از هرچه هست
چون دل تو پاک گردد از صفات
تافتن گیرد ز حضرت نور ذات
چون شود آن نور بر دل آشکار
در دل تو یک طلب گردد هزار
چون شود در راه او آتش پدید
ور شود صد وادی ناخوش پدید
خویش را از شوق او دیوانهوار
بر سر آتش زند پروانهوار
سر طلب گردد ز مشتاقی خویش
جرعهای می، خواهد از ساقی خویش
جرعهای ز آن باده چون نوشش شود
هر دو عالم کل فراموشش شود
غرقهٔ دریا بماند خشک لب
سر جانان میکند از جان طلب
ز آرزوی آن که سربشناسد او
ز اژدهای جان ستان نهراسد او
کفر و ایمان گر به هم پیش آیدش
درپذیرد تا دری بگشایدش
چون درش بگشاد، چه کفر و چه دین
زانک نبود زان سوی در آن و این
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع طلب و جستجوی حقیقت پرداخته و به جوانب سختیها و بلاهایی که در مسیر این جستجو وجود دارد، اشاره میکند. شاعر میگوید که در وادی طلب، فرد با چالشهای بسیاری روبرو خواهد شد و باید سالها تلاش کند. او باید از تعلقات دنیوی و صفات منفی دل پاک کند تا بتواند به نور حقیقت دست یابد. وقتی دل پاک میشود، طلب و عشق به خداوند در آن شکل میگیرد و فرد از همه مسائل دنیا غافل میشود. در این مسیر، حتی خطرات و مشکلات نمیتواند او را دلسرد کند و او برای رسیدن به معشوق خود آماده است تا هر نوع رنجی را تحمل کند. در نهایت، ارزش و معنا در این مسیر، فراتر از کفر و دین است و تنها عشق به حقیقت و نور الهی اهمیت دارد.