نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبر عطار

عطار نیشابوری / بیان وادی طلب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یوسف همدان، امام روزگار

صاحب اسرار جهان، بینای کار

گفت چندانی که از بالا و پست

دیده ور می‌بنگرد در هرچ هست

هست یک یک ذره یعقوب دگر

یوسف گم کرده می‌پرسد خبر

درد باید در ره او انتظار

تا درین هر دو برآید روزگار

ور درین هر دو نیابی کار باز

سر مکش زنهار از این اسرار باز

در طلب صبری بباید مرد را

صبر خود کی باشد اهل درد را

صبر کن گر خواهی وگر نه، بسی

بوک جایی راه یابی از کسی

همچو آن طفلی که باشد در شکم

هم چنان با خود نشین با خود به هم

از درون خود مشو بیرون دمی

نانت اگر باید همی خور خون دمی

قوت آن طفل شکم خونست بس

وین همه سودا ز بیرونست بس

خون خورو در صبر بنشین مردوار

تا برآید کار تو از دست کار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی حالتی می‌پردازد که در آن شخصیت یوسف به عنوان یک نماد از فهم عمیق و دیدگاه وسیع به دنیا و مشکلات زندگی معرفی می‌شود. او در جستجوی راه‌حلی برای مشکلاتش از بالا و پایین زندگی می‌نگرد و به این نتیجه می‌رسد که باید صبر و انتظار داشته باشد. در اینجا، درد و رنج بخشی از راهی است که انسان باید طی کند. همچنین، او به تشبیه کودکی در رحم می‌پردازد که به رغم شرایط سخت، به رشد و بالندگی ادامه می‌دهد. در نهایت، متن به اهمیت صبر و استقامت در برابر سختی‌ها تأکید دارد، چرا که با صبر و انتظار ممکن است پاسخ یا راه‌حلی پیدا شود.