شمارهٔ ۴۲ عطار
عطار نیشابوری / باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
حالم ز من سوخته خرمن بمپرس
تو میدانی ز دوست و دشمن بمپرس
آن غصّه که از تو خوردم آن نتوان گفت
وان قصّه که با تودارم از من بمپرس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند. او از دیگران میخواهد که به حال او کاری نداشته باشند، زیرا خودشان میدانند که باید از دوستان و دشمنان مراقب باشند. همچنین، او از غم و قصهای که با طرف مقابل دارد، میگوید که نمیتواند به راحتی بیان کند و بهتر است از او نپرسند. در واقع، غمهای درونی و روابط پیچیدهاش را نمیتواند با کلمات بیان کند.