شمارهٔ ۱۳ عطار
عطار نیشابوری / باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دردا که ز درد ناکسی میمیرم
در مشغلهٔ مهوّسی میمیرم
هر روز هزار گنج مییابم باز
اما به هزار مفلسی میمیرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساس تنهایی و درد ناشی از آن سخن میگوید. او میگوید که از شدت درد و بدون هیچ کس در کنار خود میمیرد. در عین حال، هر روز چیزهای باارزشی پیدا میکند، اما همچنان به خاطر بیکسی و تنگدستی رنج میکشد.