شمارهٔ ۴۳ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
از مرگ، چو آب روی دلخواهم شد
با او به دو حرف قصّه کوتاهم شد
گفتم: «چو شدی کجات جویم جانا»
گفتا که چه دانم که کجا خواهم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از مرگ و احساساتش سخن میگوید. او میگوید که وقتی به مرگ فکر میکند، در دلش آبی خوشایند جاری میشود. شاعر به معشوقش میگوید که از او میخواهد بداند در کجا میتواند او را پیدا کند، اما معشوق پاسخ میدهد که خودش نمیداند به کجا خواهد رفت.