باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست — مختارنامه عطار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — شیر اجلت چو درکمین خواهد بود
- شمارهٔ ۲ — گیرم که ترا لطف الاهی آمد
- شمارهٔ ۴ — از آتش دل چو دود بر خواهی خاست
- شمارهٔ ۷ — گاهی به قبولِ خلق خواهی آویخت
- شمارهٔ ۳ — چون روی تو در هلاک خواهد بودن
- شمارهٔ ۸ — گر در کوهی مقیم و گر در دشتی
- شمارهٔ ۵ — زان پیش که در عینِ هلاکت فکنند
- شمارهٔ ۶ — تا کی به نظارهٔ جهان خواهی زیست
- شمارهٔ ۹ — چون رفتنِ بیقیاس داری در پی
- شمارهٔ ۱۰ — ره بس دور است توشه بردار و برو
- شمارهٔ ۱۳ — ای آنکه ز نفسِ شوم در آکفتی
- شمارهٔ ۱۶ — دو چشم ز اشک خیره میباید کرد
- شمارهٔ ۱۱ — هر رنگ که ممکن است آمیخته گیر
- شمارهٔ ۱۴ — بس کس که ز کوچهٔ هوس برنامد
- شمارهٔ ۱۵ — قومی که به خاک مرگ سر بازنهند
- شمارهٔ ۱۲ — گیرم که جهان به کام دیدی وشدی
- شمارهٔ ۱۷ — تا چند ز مرگِ خویش غمناک شوی
- شمارهٔ ۲۰ — خلقند به خاک بیعدد آورده
- شمارهٔ ۲۱ — چون رفت ز جسم جوهر روشن ما
- شمارهٔ ۱۹ — دنیا مطلب مباش مغرور ازو
- شمارهٔ ۱۸ — ماتم زدگان عالم خاک هنوز
- شمارهٔ ۲۲ — بس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشید
- شمارهٔ ۲۴ — زین بحر که در نهاد آمد تا سر
- شمارهٔ ۲۳ — دل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاست
- شمارهٔ ۲۷ — تن از دو جهان بس که حجابی برداشت
- شمارهٔ ۲۶ — در حبسِ وجود از چه افتادم من
- شمارهٔ ۲۹ — بس عمر عزیز ای دل مسکین که گذشت
- شمارهٔ ۳۱ — ای دل دانی که کار دنیا گذریست
- شمارهٔ ۳۰ — دردا که جفای چرخ پیوسته بماند
- شمارهٔ ۲۸ — خلقی که درین جهان پدیدار شدند
- شمارهٔ ۲۵ — بس خون که دلم اول این کار بریخت
- شمارهٔ ۳۲ — هر ذره که در وادی و در کهساریست
- شمارهٔ ۳۶ — پیش از من و تو پیر و جوانی بودست
- شمارهٔ ۳۸ — هر کوزه که بیخود به دهان باز نهم
- شمارهٔ ۳۷ — دی خاک همی نمود با من تندی
- شمارهٔ ۳۹ — بر بستر خاک خفتگان میبینم
- شمارهٔ ۳۳ — اجزاء زمین تن خردمندان است
- شمارهٔ ۳۴ — هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
- شمارهٔ ۴۰ — هر سبزه و گل که از زمین بیرون رُست
- شمارهٔ ۳۵ — لاله ز رخی چو ماه میبینم من
- شمارهٔ ۴۳ — از مرگ، چو آب روی دلخواهم شد
- شمارهٔ ۴۱ — بر فرق تو هر حادثه تیغی دگرست
- شمارهٔ ۴۲ — ای اهل قبور! خاک گشتید و غبار