شمارهٔ ۱ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دردا که دلم بوی دوایی نشنود
در وادی عشق مرحبایی نشنود
وز قافلهای که اندرین بادیه رفت
عمری تک زد بانگ درایی نشنود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از دلتنگی و غم خود صحبت میکند و احساس میکند که بهبودی یا درمانی برای دردهایش نمییابد. او در عشق به دنبال جلال و خوشحالی است اما در این راه با ناامیدی مواجه است. همچنین به یاد قافلههایی میافتد که در این مسیر رفتهاند، اما او صدای خوشی یا امیدی نمیشنود و تنها احساس تنهایی و فراق دارد.