شمارهٔ ۲ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
گردل گویم به منتهایی نرسید
پوسید به درد و در دوایی نرسید
ور جان گویم که دو جهانش قدمی است
بس دور برفت و هیچ جایی نرسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این مع verse، شاعر به بیان فراق و دوری میپردازد. او از اینکه تلاشهایش به نتیجه نرسیده و دردش بیدرمان مانده، نالان است. حتی اگر از جان خود بگوید، باز هم به جایی نخواهد رسید و احساس میکند که همه تلاشها و سفرهایش بیفایده بودهاند. در نهایت، غم و ناامیدی او به خوبی مشهود است.