نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ عطار

عطار نیشابوری / باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست

هر حکم که او کرد، چو او کرد نکوست

چون دانستم که مغزِ جانی ای دوست

از شادی این مغز نگنجم در پوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این مصرع‌ها، شاعر از عشق به محبوبش سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هر چیزی که محبوب او فرمان دهد، خوب و دلپذیر است. او همچنین بیان می‌کند که وقتی متوجه می‌شود که وجود محبوبش مانند جان اوست، از شادی و عشق به او چنان خوشحال است که نمی‌تواند احساساتش را در خود نگه دارد.