نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ عطار

عطار نیشابوری / باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

تا کی بی تو زاری پیوست کنم

جان را ز شرابِ عشق تو مست کنم

گاهی خود را نیست و گه هست کنم

وقت است که در گردن تو دست کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از غم و اندوهی که به خاطر دوری معشوق احساس می‌کند سخن می‌گوید. او می‌خواهد تا کی به این زاری ادامه دهد و با عشق معشوق خود را مست کند. همچنین احساس می‌کند که گاهی وجود ندارد و گاهی هست. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که وقت آن رسیده که عشق خود را به معشوق نشان دهد.