شمارهٔ ۱۵ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
درد تو که در دلم به جای جان بود
درمانِ من عاشق سرگردان بود
چون درد تو از پردهٔ دل روی نمود
چون در نگریستم همه درمان بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و اندوهی که در دلش نسبت به معشوق وجود دارد، صحبت میکند. این درد، برای او مانند جان است و به نوعی نشاندهنده عشق عمیق اوست. همچنان که به این درد نگاه میکند، متوجه میشود که این عشق و احساسات میتواند درمانی برای سرگردانیاش باشد. به عبارت دیگر، درد عشقش در عین حال میتواند راهی برای آرامش و درمان او باشد.