نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ عطار

عطار نیشابوری / باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دل دوش ز لعلِ همچو قندش میسوخت

جان نیز ز زلفِ چون کمندش میسوخت

خورشید سپر فکنده میرفت خجل

تا روز و شبِ تیره سپندش میسوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات شاعری به توصیف احساس عاشقانه و سوختن دل و جان از عشق می‌پردازد. در اینجا، دل به خاطر زیبایی‌های محبوب مانند لعل (جواهر) و زلف (مو) می‌سوزد. همچنین، خورشید به خاطر حیا و شرم از محبوب خجالت‌زده شده و تا شب تیره‌ای که به عشق می‌سوزد رفته است. به طور کلی، شاعر اشاره به شدت احساسات و تاثیر عواطف بر وجود انسان دارد.