نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ عطار

عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

تا دیده بر آن عارضِ گلگون افتاد

چشمم ز سرشک چشمهٔ خون افتاد

هر راز که در پردهٔ دل پنهان بود

باخونِ جگر ز دیده بیرون افتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند که با دیدن چهره‌ی او، اشک‌هایش همچون چشمه‌ای از خون جاری می‌شود. تمامی رازهایی که در دل پنهان بوده، با این اشک‌ها به بیرون می‌ریزد.