شمارهٔ ۸ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت
یک ذرّه گمانم و یقینم نگذاشت
گفتم که ز دستِ تو کنم بر سرْ خاک
خود عشقِ رخت فرا زمینم نگذاشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات بیانگر عواطف عمیق و دردناک شاعر در عشق هستند. شاعر از غم و اندوهی که عشق معشوق در دلش به وجود آورده صحبت میکند و احساس میکند که این عشق، نه تنها دل و دین او را از او گرفته، بلکه حتی اجازه نمیدهد تا به خاک و مکان عشقش فکر کند. به طور کلی، شاعر درگیر تناقضات عشق و درد آن است.