نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ عطار

عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

زلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندم

در هر نفسی کار به جان آرندم

از سایهٔ زلفِ تو رخت چون بینم

کز سایه به آفتاب نگذارندم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت شاعر به زیبایی‌های محبوبش اشاره می‌کند که به گونه‌ای او را می‌آزارد و موجب دل‌باختگی‌اش می‌شود. زلف و چهره محبوب به حدی جذاب و خطرناک هستند که هر لحظه جانش را هدف قرار می‌دهند. او همچنین بیان می‌کند که وقتی سایه زلف محبوبش را می‌بیند، احساس می‌کند نمی‌تواند از آن سایه به آفتاب، یعنی به روشنایی و خوشی، روی آورد.