شمارهٔ ۳ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
تاکی بی تو زاری پیوست کنم
جان را ز شراب عشق تو مست کنم
گاهی خود را نیست و گهی هست کنم
وقت است که در گردن تودست کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او میخواهد در غم فراق معشوق زاری کند و جانش را از شراب عشق او سرمست کند. شاعر از نوسان حالت خود صحبت میکند که گاهی خود را گم کرده و گاهی وجود دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که وقت آن رسیده است که به معشوق نزدیک شود.