شمارهٔ ۵۱ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خواهی که غم از دل تو یک دم بشود
میخور که چو می به دل رسد غم بشود
بگشای سر زلف بتان، بند ز بند،
زان پیش که بند بندت از هم بشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود درباره غم و عشق میپردازد. او میگوید اگر بخواهی غم از دل تو برود، باید شراب بنوشی، زیرا شراب میتواند به دل آرامش بخشد. همچنین همچنین، او به زیبایی و جذابیت معشوقهها اشاره میکند و از آنها میخواهد که زلفهای خود را آزاد کنند، قبل از آنکه دلشکسته و غمگین شود.