شمارهٔ ۱۵ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دوش از برِ من یار گریزان میرفت
ناکرده صبوح صبح خیزان میرفت
صبح از لبِ او خنده زنان میآمد
شب از چشمم ستاره ریزان میرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از جدایی محبوب خود صحبت میکند که دیروز صبح در حال رفتن بود. با اینکه او هنوز جرعهای از شراب صبحگاهی ننوشیده بود، اما صبح با لبخند محبوبش آغاز میشد و شب ستارهها از چشمان او میریخت. این ابیات احساس درد و زیبایی در جدایی را به تصویر میکشند.