شمارهٔ ۱ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بس آب که بگذشته ز سر از تو مراست
بس آتش و خون که در جگر از تو مراست
در عشق تو یکتا صفتم لیک چو شمع
در هر تویی سوز دگر از تو مراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساساتی عمیق و پیچیده در عشق خود سخن میگوید. او بیان میکند که چقدر درد و رنج از عشق معشوق برایش وجود دارد و این احساسات مثل آب و آتش در وجودش جاری است. همچنین اشاره میکند که اگرچه او در عشق خودش یکتا و خاص است، اما هر بار که به معشوقش فکر میکند، شعلهای از سوز و درد در دلش شعلهور میشود.