نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شمع آمد و گفت: در دلم خونم سوخت

کاتش همه شب درون و بیرونم سوخت

این طرفه که آتشی که در سر دارم

چون آب ز سرگذشت افزونم سوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شمع می‌گوید که در دلش آتش و شعله‌ای وجود دارد که او را می‌سوزاند. با وجود اینکه آتش درون او شب و روز نمی‌خوابد، جالب این است که شعله‌ای که در دلش می‌سوزد، همانند آبی است که بر آتش می‌ریزد و بیشتر او را سوزانده و آشفته می‌کند.