شمارهٔ ۱۷ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ من
کوکس که به گازی ببُرد گردنِ من
گر بُکْشَنْدم تنم بماند زنده
ور زنده بمانم بنماند تنِ من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شمع به بیان احساس خود میگوید که دشمن خودش است و احساس میکند که موجودی دیگر با تهدیدش میتواند به او آسیب برساند. او بیان میکند که حتی اگر جانش را بگیرند، وجودش باقی خواهد ماند و اگر زنده بماند، جسمش پایدار نخواهد بود. این بیان نشاندهنده تقابل میان زندگی و جسم است.