نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد

هر لحظه به سوز دیگرم باید مُرد

چون مردهٔ یادم ز سرم باید زیست

چون زندهٔ بیخواب و خورم باید مرُد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساس درد و ناامیدی خود می‌پردازد. او می‌گوید که با آمدن شمع، به مرگ و نابودی‌اش نزدیک می‌شود و هر لحظه باید با سوز و زجری که دارد، طاقت بیاورد. او به خاطر یادها و خاطراتش، زندگی‌اش به نوعی مرگ است و در واقع، وجودش در این دنیا مانند مرده‌ای است که خواب و خوراک ندارد.