شمارهٔ ۴۹ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
در آتشِ سوزنده به جان پیوستم
چون هر نفسم به گاز سر میفکنند
بر پای که سر نهم که گیرد دستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شمع به وضعیتی اشاره میکند که با بستن رخت رفتن، در حال تجربهی سوختن و آتشسوزی است. او در حالی که هر نفسش را به سختی میکشد، از این که چه کسی میتواند او را نجات دهد، نگران است. فضای شعر نشاندهندهی تنهایی و دشواری شرایط است.