شمارهٔ ۶ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بود
جان بر سرِ من آتشِ سوزنده بود
شاید که مرا دیدهٔ گرینده بود
تا ازچه ز سرْ بریدنم خنده بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شمع میگوید تا زمانی که زنده بود، آتش درونش شعلهور بود. شاید کسی او را دیده و به حالش گریسته است، اما اکنون از سر بریدنش خندهدار به نظر میرسد.