نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایامم

سرگشتهٔ روزگارِ نافرجامم

با آن که بریدهاند صد بار سرم

شیرینی انگبین نرفت از کامم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات غم‌انگیز و ناامیدی شاعری می‌پردازد که در روزگار سختی به سر می‌برد. او به شمعی تشبیه می‌شود که از دشواری‌های زندگی آسیب‌دیده، اما هنوز طعم شیرین زندگی را در کام خود حفظ کرده است. این تضاد بین درد و زیبایی نشان‌دهنده قدرت امید و عشق در دل انسان است.