شمارهٔ ۹۶ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شود
گه در سوزم عمر به سر بُرده شود
چون در دهن آب گرمم آید بیدوست
بر روی ز باد سردم افسُرده شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شمع به حضور میآید و میگوید که گاهی احساس میکند که دلش به تنگی میافتد و زندگیاش در حال گذر است. وقتی که آب گرم به دهانش میرسد، احساس میکند که تحت تأثیر باد سرد میشود و حالش خراب میشود.