نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ عطار

عطار نیشابوری / باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

مستم ز می عشق و خراب افتاده

برخاسته دل بیخور و خواب افتاده

در دریایی که آنست در سینهٔ ما

جان رفته و تن بر سر آب افتاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات دربارهٔ حالتی عاشقانه و درونی صحبت می‌کنند. شاعر خود را مست و گرفتار عشق می‌داند و احساس می‌کند که دلش در خواب و بی‌خبری است. او به دریایی درون خود اشاره می‌کند که جانش در آن رفته و تنها تنش بر روی آب باقی مانده، که نمایانگر دلتنگی و افکار عمیق اوست.