نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ عطار

عطار نیشابوری / باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

زان روز که در صدر خودی بنشستم

تا بنشستم به بیخودی پیوستم

دریای عدم شش جهتم بگرفتهست

من، یک شبنم، چه گونه گویم: هستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از شاعری بزرگ به بیان تجربه‌ای عمیق می‌پردازند. شاعر از روزی سخن می‌گوید که به معنای واقعی خود (خودی) رسیده است و سپس به بی‌خودی و فقدان خودخواهی پیوسته است. او اشاره می‌کند که در دنیای وسیعی از عدم قرار دارد و به تصویر یک شبنم کوچک اشاره می‌کند که در دریای بی‌نهایت وجود خود را گم کرده و نمی‌داند چگونه از وجود خود سخن بگوید. این شعر نشان‌دهنده تحول روحی و عرفانی شاعر است.