بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ظالمان کردند مردی را اسیر
ریختند آبی برو چون زمهریر
میزدندش چوب و او میگفت زار
دست من گیر ای خدای کامگار
شیخ مهنه میگذشت آنجایگاه
خادمی گفتش که ای سلطان راه
گر از ایشانش شفاعت میکنی
همچنان دانم که طاعت میکنی
این شفاعت گفت چون آرم بجای
کین زمان یاد آمد او را از خدای
هر کرا این لحظه آید یاد ازو
دل دریده سر بریده باد ازو
یاد آن بهتر که آرام آورد
مار را چون مور در دام آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، فردی به ظلم و ستم اسیر شده و مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. او در این لحظه غمانگیز به کمک خداوند درخواست میکند. شیخ مهنه که در آنجا میگذرد، به سلطان میگوید اگر از این مرد شفاعت کند، مطمئن است که او اطاعت خواهد کرد. شاعر اشاره میکند که اگر کسی در این لحظه به یاد خدا بیفتد، بهتر است که آرامش پیدا کند و در حقیقت، یاد خدا میتواند او را از پریشانی نجات دهد. این شعر در مورد اهمیت یاد خدا و تسلی خاطر در زمانهای دشوار است.