بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن یکی درخواند مجنون را ز راه
گفت اگر خواهی تو لیلی را بخواه
گفت هرگز مینباید زن مرا
بس بود این زاری و شیون مرا
گفت او را چون نمیخواهی برت
این همه سودا برون کن از سرت
یاد خوشتر گفت از لیلی مرا
سرکشی او را و واویلی مرا
مغز عشق عاشقان یادی بود
هرچه بگذشتی ازین بادی بود
من نیم زان عاشقی شهوت پرست
تا کنم خالی زیاد دوست دست
تاکه باشد یاد غیری در حساب
ذکر مولی باشد از تو در حجاب
چون همه یاد تو از مولی بود
همچو مجنونت همه لیلی بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، صحبت از مجنون و دیوانگی عشق او به لیلی است. یکی از شخصیتها از مجنون میخواهد که اگر لیلی را میخواهد، آن را بخواهد؛ اما مجنون تأکید میکند که هرگز نمیتواند لیلی را بخواهد و از وضعیت فعلی خود رضایت ندارد. او احساس میکند که باید از این زاری و شیون دست بردارد و یاد لیلی تنها در ذهنش باشد. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از شهوت و نیازهای زودگذر است و باید یاد معشوق پاک و خالص باقی بماند.