بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مار افسایی یکی حربه بدست
کرده بد بر مار سوراخی نشست
هر زمان میساخت معجونی دگر
هر نفس میخواند افسونی دگر
ناگهی عیسی برانجا درگذشت
مار آمد پیش او در سر گذشت
گفت ای روح اللّه ای شمع انام
هست سیصد سال عمر من تمام
مرد سی ساله مرا افسون کند
تا زسوراخم مگر بیرون کند
رفت عیسی عاقبت زانجایگاه
چون دگر باره فرود آمد براه
مرد را گفتا چه کردی کار را
گفت اندر سله کردم مار را
شد سر آن سله عیسی برگرفت
چون بدید او را سخن از سرگرفت
گفت ای مار از چه طاعت داشتی
خاصه چندانی شجاعت داشتی
آن همه دعوی که کردی از نخست
از چه افتادی چنین در دام سست
گفت من نفریفتم ز افسون او
میتوانستم که ریزم خون او
لیک چون بسیار حق را نام برد
نام حق خوش خوش مرا در دام برد
چون بنام حق شدم در دام او
صد چو جان من فدای نام او
وصل همچون آتشی جان سوزدت
یاد باید تا جهان افروزدت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، داستان مار افسانهای روایت میشود که تحت تأثیر افسون مردی قرار گرفته و به دام افتاده است. مار در ابتدا از خود قدرت و شجاعت زیادی نشان میدهد، اما زمانی که عیسی (ع) به آنجا میرسد و با او صحبت میکند، مار اعتراف میکند که نتوانسته است از افسون مرد فرار کند و حتی به نام حق اشاره میکند که او را در دام نگه داشته است. مار به عیسی میگوید که با وجود قدرتش، به خاطر یاد حق، به دام افتاده و برایش این نام ارزش بیشتری دارد. در نهایت، این داستان بیانگر اهمیت یاد خدا و قدرت نام او است که میتوانسته حتی از قدرتی چون مار نیز فراتر برود. پیام اصلی این شعر درباره یاد حق و تأثیر آن بر انسانها و موجودات است.