نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش یازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عهد پیشین را یکی استاد بود

چارصد صندوق علمش یاد بود

کار او جز علم و جز طاعت نبود

فارغ او زین هر دو یکساعت نبود

بود اندر عهد او پیغامبری

وحی حق بگشاد بر جانش دری

گفت با آن مرد گوی ای بی قرار

گرچه هستی روز وشب در علم وکار

چون تو دنیا دوستی حق ذرهٔ

از تو نپذیرد چه باشی غرهٔ

چون ز دل دنیات دور افکنده نیست

جای تو جز دوزخ سوزنده نیست

صد جهان با علم و با معنی بهم

دوزخ آرد بار با دنیا بهم

تا بود یک ذره دنیا دوستی

با تن دوزخ بهم هم پوستی

میروی در سرنگونساری که چه

دشمن مادوست میداری که چه

چند نازی زین سرای خاکسار

همچو مرداری و کرکس صد هزار

هست دنیا گنده پیری گوژپشت

صد هزاران شوی هر روزی بکشت

هر زمان گلگونهٔ دیگر کند

هر نفس آهنگ صد شوهر کند

از طلسم او نشد آگه کسی

در میان خاک و خون دارد بسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به اهمیت علم و طاعت در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر فردی در علم و کار مشغول باشد، اما اگر وابستگی به دنیا داشته باشد، از حقیقت فاصله گرفته و دچار عذاب خواهد شد. پیامبر در زمان عهد پیشین، وحی را دریافت کرده و به فردی که در دنیا مشغول است هشدار می‌دهد که دلبستگی به دنیا او را به جهنم خواهد کشید. شاعر دنیا را به عنوان دنیایی فانی و پر از فریب توصیف می‌کند و هشدار می‌دهد که انسان نباید به زودگذر بودن آن غفلت کند. در نهایت، تأکید بر دوری از دنیا و دوستی با حقیقت و علم به عنوان مسیر نجات است.