بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دوازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
طالبی را کاو طلب میکرد راز
گفت یک روزی اویس پاکباز
روی آن دارد که تو در راه بیم
تا که جان داری چنان باشی مقیم
کاین همه خلق جهان را آشکار
گوییا تو کشتهٔ از درد کار
تا نباشد این چنین دردی ترا
ننگ باشد خواندن مردی ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بحثی پیرامون جستجوی حقیقت و طلب روحانی اشاره میکند. اویس پاکباز به طلبکننده میگوید که باید در مسیر حقیقت ثابت قدم باشد و تا زمانی که جان در بدن دارد، این مسیر را ترک نکند. او اشاره میکند که درد و رنج در این دنیا طبیعی است و باید از آنها درس گرفت. در نهایت، اگر کسی دردی را تجربه نکند، ارزش خواندن و دانایی او کم ارج میشود.