نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش دوازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سائلی جویندهٔ راه کمال

کرد او از شیخ گرگانی سؤال

گفت چون نبود ترا میل سماع

گفت ما را از سماع است انقطاع

زانکه هست اندر دلم یک نوحه گر

کو زمانی گر ز دل آید به در

جملهٔ ذرات عرش و فرش پاک

نوحه گر گردند دایم یا هلاک

گر شود ظاهر چنین دردی که هست

تا ابد باید در آن ماتم نشست

با چنین دردی که درجان منست

کی سماع و رقص درمان منست

گر نیارم درد خویش امروز گفت

قصهٔ این غصه و این سوز گفت

تن زنم تا بوکه مرگم در رسد

ره بسوی روز برگم در رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شخص جویای کمال از شیخ گرگانی سؤال می‌کند که چرا به سماع و رقص تمایل ندارد. شیخ در پاسخ توضیح می‌دهد که در دل او نوحه‌گری وجود دارد که او را از شادی‌ها بازمی‌دارد. او به وجود دردی عمیق اشاره می‌کند که همیشه با اوست و این درد او را از لذت‌های دنیوی دور کرده است. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر روزی این درد به بیرون بیاید، او هرگز نمی‌تواند از ماتم ناشی از آن رهایی یابد. در نهایت، او به مرگ فکر می‌کند و آرزو دارد که در آن لحظه به روزی دیگر برسد. این شعر عمق اندوه و جدایی از شادی را به تصویر می‌کشد.