بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دوازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بوعلی طوسی ز عشق آشفته بود
همچو آب زر سخن میگفته بود
عاقبت چون روز بس بیگاه شد
گفت دردا کاین سخن کوتاه شد
زانکه روزی را که شب در پی بود
لایق این حرف هرگز کی بود
صبر باید کرد تا روزی تمام
در رسد کانرا نباشد شب مدام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
بوعلی طوسی در عشق دچار آشفتگی بود و مانند آب طلا سخن میگفت. اما وقتی روز به پایان رسید، نالهای سر داد که این صحبتها زود تمام شد. او اشاره میکند که روزهایی که شب در پی آنهاست، هرگز شایسته این سخنان نیستند. او معتقد است که باید صبر کرد تا روز کامل شود، زیرا آن که به روز میرسد، دیگر شبی نخواهد داشت.