بخش ۹ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دوازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
داشت اندر خانه اسحق ندیم
بندهٔ در خدمت او مستقیم
دایماً هر روز پیش از آفتاب
میکشیدی تا بشب از دجله آب
چون نمیشد تشنگی و آب کم
مینزد یک دم غلام از کار دم
دید روزی خواجه او را بیقرار
فارغ از خلق و شده مشغول کار
خواجه گفتش کیف عیشک ای غلام
گفت کاری سخت دارم بر دوام
در میان دو بلا افتاده ام
سرنگون در زیر پا افتاده ام
هست از یک سویم آبی بی قیاس
وز دگر سو تشنگان ناسپاس
دجله را خالی بکردن روی نیست
تشنه را سیری سر یک موی نیست
در میان دجله و تشنه مدام
مانده ام درآمد و شد والسلام
در میان دین و دنیا مانده ام
گه بمعنی گه به دعوا مانده ام
نه ز دینم میرسد بوئی تمام
نه دمی دنیام میگیرد نظام
من نه این نه آن ز راه افتاده باز
خردغل باری گران راهی دراز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، بندهای در خدمت خواجه اسحق مشغول کار است و هر روز قبل از sunrise، برای او آب از دجله میآورد. اما روزی بنده به دلیل شرایط سخت و تشنگی بسیار، در میان دو وضعیت متضاد گرفتار میشود: از یک سو آبی فراوان در دجله است و از سوی دیگر، تشنگان نیازمند و بیرحم. او از ناامیدی خود حرف میزند که نه در دین راهی دارد و نه در دنیا، و در بین این دو وضعیت سرگردان است و به نوعی احساس گمشدگی میکند. این شعر بیانگر دوگانگی و مشکلات انسانی در جستجوی معنا و آرامش است.